درد عشق
درد عشقی کشیده ام که مپرس ![]()
زهرهجری چشیده ام که مپرس![]()
گشته ام در جهان و اخر کار![]()
دلبری برگزیده ام که مپرس![]()
انچنان در هوای خاک درش![]()
میرود اب دیده ام که مپرس![]()
من بگوش خود از دهانش دوش ![]()
سخنانی شنیده ام که مپرس![]()
سوی من لب چه میگزی که مگوی![]()
لب لعلی گزیده ام که مپرس![]()
بی تو درکلبه گدایی خویش![]()
رنجهایی کشیده ام که مپرس![]()
همچو حافظ غریب در ره عشق ![]()
به مقامی رسیده ام که مپرس
حافظ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ ساعت 16:31 توسط دریا
|