اندوه من
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟برایش صاذقانه مینویسم((برای انکه باید باشد و نیست))
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟برایش صاذقانه مینویسم((برای انکه باید باشد و نیست))
مرگ ان است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم![]()
روزی به هوشمان میاورد و عمری بی هوشمان میکند
!درد عشقی کشیده ام که مپرس ![]()
زهرهجری چشیده ام که مپرس![]()
گشته ام در جهان و اخر کار![]()
دلبری برگزیده ام که مپرس![]()
انچنان در هوای خاک درش![]()
میرود اب دیده ام که مپرس![]()
من بگوش خود از دهانش دوش ![]()
سخنانی شنیده ام که مپرس![]()
سوی من لب چه میگزی که مگوی![]()
لب لعلی گزیده ام که مپرس![]()
بی تو درکلبه گدایی خویش![]()
رنجهایی کشیده ام که مپرس![]()
همچو حافظ غریب در ره عشق ![]()
به مقامی رسیده ام که مپرس
حافظ![]()
من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس /بند بندم همه در حسرت یک پرواز است/من به پروازنمی اندیشم به تو می اندیشم که زیباتر از انذیشه ی یک پروازی![]()
لحظه هایی است که دلم واقعا برایت تنگ میشود و من اسم این لحظه هارا همیشه گذاشتم.................![]()
هستم ولی نیستم هر لحظه کنارت نیستم ولی هستم هر لحظه به یادت.........................![]()
کاش بدونی بودنت یا نبودنت هرگز بهونه ای نمیشه برای از یاد بردنت...........![]()
صداقت در دلم اتش به پا کرد
مرا در تنهاییم رها کرد
نمیدانم کدام نامرد دعا کرد
مرا ازتو تورا از من جدا کرد
جدایی را نمیخواستم خدا کرد
بمیرد انکه غربت را بنا کرد
مراازتو تورا از من جدا کرد.......................![]()
تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟تابه کی بازیچه بودن ز دست سرنوشت؟تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟یا فقط با گریه های بی قرار ارام شد!بهردیدار محبت تابه کی در انتظار؟خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار..............![]()
در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود چشمهایم را که دران دریایی از محبت موج می زند به تو خواهم بخشید تا هیچگاه به پاکی احساسم شک نکنی..............![]()
تو برو پیچک من فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن/روی پیشانی من چیزی نیست /غیریک قصه پر از بی کسی و تنهایی...........![]()
یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذذشت از کوچه ما دوره گرد داد میزد:کهنه قالی میخرم / دسته دوم جنس عالی میخرم/کاسه و ظرف سفالی میخرم/گر نداری کوزه خالی میخرم/اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت اهی کشبد بغضش شکست: اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست!! بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت:
اقا سفره خالی می خرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟